1 2 3 4 5


 ~ Fixed post ~
جمعه 1 آذر 1398 ~ 11:40 ق.ظ    

○╬ Aɢαтнα ╬○

B .N Jafariy 
|| Love u like a love song ||
های گایز
 من آگاتا هستم 
البته خیلیاتون منو به اسم بهار کویین میشناسین
ولی تو هر جور میخوای صدام کن :)
من تو تو این وب از خاطراتی مینویسم که نباید فراموش شن
البت گفتنیه کع معرفی فیلم و آهنگ . نقاشی . کاردستی و هرچیزی کلا پست میشع
Image discovered by babyluxe. Find images and videos about pink, blue and purple on We Heart It - the app to get lost in what you love.
چندتا نکته ی کوچولو:
-با تبادل لینک موافقم
-نظرات جبران میشن
-کپی وبت رو به جایی نمیرسونه دیگ خودت میدونی
-برای رفتن به پروفایلم روعکس زیر کلیک کن:)



و باید بگم که اینجا خودتون باشید نیازی نیس تظاهر چیزی که نیستین رو بکنید
خب بای دیگه لذت ببر ^^


   
 tavalod :)
جمعه 23 اسفند 1398 ~ 11:00 ق.ظ    

○╬ Aɢαтнα ╬○



شماهم وقتی تولدتون نزدیک میشه روزا رو تا روز تولدتون میشمارید آیا؟! .___.
من ک اینجوریم >_< از اول اسفتد تا حالا داشتم میشمردم!
خاب...حالا ول کنید این حرف هارو!
*تبل ها رو به صدا دربیارید*
تولدم 4 روز دیگه ستتتتت *-*

   
 shayad aros daryayee :)
سه شنبه 20 اسفند 1398 ~ 11:40 ق.ظ    

○╬ Aɢαтнα ╬○
شاید عروس دریایی , تو دو روز پیش، حتی قبل از اینکه من خبردار شوم، مرده بودی. دوروز کامل گذشته است. هر وقت به آن دو روز فکر می کنم، به فاصله‌ی‌ بین رفتن تو و خبردار شدن من، یاد ستاره‌ها می افتم. میدانستی چهار سال طول می کشد تا نور نزدیکترین ستاره به ما برسد؟ یعنی وقتی آن را‌ می‌بینیم. وقتی ستاره‌ای را میبینیم، در واقع داریم گذشته اش را نگاه می‌کنیم. تمام آن ستاره‌های چشمک‌زن، همه‌ی ستاره‌های آسمان، ممکن است قبلا از بین رفته باشند، ممکن است در این لحظه، آسمان ستارهای نداشته باشد؛اما ما حتی نمیدانیم....!
سوزی یه دختر احساسیه که با بقیه اطرافیانش فرق داره.اون و بهترین دوستش فرنی باهم قهر کرده بودن ولی دو روز بعد خبر میدن که فرنی غرق شده...
ولی سوزی حاضر نیست قبول کنه که دوستش غرق شده.آخه فرنی شناگر ماهری بود! اون فکر میکنه کار عروس دریایی هاست و و کلی دربارشون میخواد تحقیق کنه. اما تو این راه خیلی افسرده و ناراحته و باکسی حرف نمی زنه...
اون کلی سوال توی ذهنش داره که سوالاش اون رو به حقیقتی میرسونه که زندگیشو تغییر میده!...

نویسنده: آلی بنجامین
نام کتاب: شاید عروس دریایی
- بچه ها واقعا یه کتاب قشنگ و احساسی ایه و من وقتی خوندمش برای سوزی گریه کردم... -
من با سوزی کاملا موافقم که میگه:
وقتی ستاره‌ای را میبینیم، در واقع داریم گذشته اش را نگاه می‌کنیم
...........
یاد می‌گیریم که قدر دوستی‌ها و کسانی ‌که دوستشون داریم رو تا وقتی هستن، بدونیم! شاید هیچ فردایی برای برطرف‌کردن دلخوری‌ها وجود نداشته باشه!


   
 iT WILL FINISH :)
دوشنبه 19 اسفند 1398 ~ 04:33 ب.ظ    

○╬ Aɢαтнα ╬○
امسال هم می گذرد...
میدونین؟خیلیامون عهد بستیم سال 98 تغییر کنیم.هرکی یه عهدی بست خب.ولی همون خیلیامون هم به عهدم عمل نکردیم...! هر سال تموم میشه و ما به عهدامون عمل نکردیم.خب چه فایده ای داره؟! نه جدی؟! هرسال میگذره بدون هیچ تغییری...
ولی یه تغییری میکنم.پیر میشیم.یهو به خودت میای و میبینی خب...موهات سفید شده!
پس ببین به خودت بیا اگه امسال یه عهدی بستی پاش بمون
دیر میشه اگه نجنبی دیر میشه!
زمان هی میگذره و میگذره و تو...تو همون جا وایسادی.
پس اگه عهدی بستی پاش بمون!
#یازده_روز_تا_عید
#ده_روز_تا_تولدم
#تغیـــیر
#بهار_نوشت


   
 Do not be sorry girl ! :)
دوشنبه 19 اسفند 1398 ~ 04:16 ب.ظ    

○╬ Aɢαтнα ╬○
چه می‌شود اگر به راهتان ادامه دهید؟ چه می‌شود اگر به خودتان باور داشته باشید؟ و نه فقط شما، اگر تمام زنان در سرتاسر دنیا تصمیم بگیرند تصورات خود را از کسی که هستند جایگزین انتظارات دیگران کنند، چه می‌شود؟
 *کتاب شرمده نباش دختر *
پ.ن: من عاشق این کتابم عالیه واقعا عالیه

   
 Woman day :)
دوشنبه 19 اسفند 1398 ~ 12:18 ب.ظ    

○╬ Aɢαтнα ╬○
سلاممم کی میدونه امروز چه روزیه؟! آره امروز روز جهانی زن هست!
روزی که تو ایران سانسور شده... ولی به هر حال زنان قوی و زیبا هستند
بسیاری از دانشمندان ها و نویسنده ها و... زن هستند!
شیر زنان و دخترانی که مرز ها رو شکستن و به قانوانین مسخره کشورشون گفتن نه
من ملاله رو خیلی دوست دارم! اون دختر اهل پاکستان بود و دختر ها اجازه نداشتن اونجا به مدرسه برن پس ملاله خیلی عصبانی شد و مطلبی در همین باره در اینترنت پخش کرد!
نیرو های مرد اونجا میخواستن اون رو بکشن ولی نتونستن! :)
و تونست قانون رو عوض کنه!! اون جوان ترین فردی بود ک جایزه صلح نوبل رو برد!!!
(وقتی همه ی جهان ساکت است حتی یک صدا قدرتمند جلوه میکند)
ملاله یوسف زی

به امید روزی که دختران سرزمینمان با شادی سرشان را بالا بگیرن و بدون روسری تو خیابون راه برن و موفق بشن! :)

   
 pedar :)
یکشنبه 18 اسفند 1398 ~ 02:54 ب.ظ    

○╬ Aɢαтнα ╬○
وقتی صدای کلیدش رو میشنوم که بعد یه روز کاری به خونه میاد ذوق خاصی دارم.جلو میرم و دست هاشو رو میگیرم و میبینم که زمخت شدن
بهش خسته نباشید میگم و براش چای میریزم...
امروز به این این فکر کردم خب... بابا ها خیلی زحمت میکشن و با خستگی های زیادشون کنار میان
غر نمیزنن ولی خسته ان
قدر بابام رو بیشتر دونستم!
به بابات فکر کن!
قدرش رو بیشر بدون...!
پدرم یکی از دلیل هایی که من شادم :)
روز پدر مبارک!
#بهار_نوشت


   
 Happier :)
جمعه 16 اسفند 1398 ~ 01:56 ب.ظ    

○╬ Aɢαтнα ╬○
سلام بچه ها حالتون چطوره؟! خب حداقل امیدوارم شاد باشید
شاید بدونید میخوام درباره چی بنویسم شایدم نه!
وضع کشورمون خب خودم میدونم خوب نیست... اصلا از اون آدمایی نیستم که بگم نه همه چیز خوبه و ما مشکلی نداریم و...
خب میدونم الان زیر لبی گفتید  وااای باز از این حرفا !
ولی نه. اینجوری نه
من فقط میخوام بگم شما در هر شرایطی میتونید شاد باشین
اگه خودت بخوای قطعا میتونی !
میدونی الان که تو قرنطینه هستی میتونی با مامان بابات بیشتر گپ بزنی
من خودم نقاشی میکشم یا وبلاگ گردی میکنم و اهنگ گوش میدم ^^
تو هرکاری هم کنی دنیا دو روزه من خودم ترجبش کردم 
یادم میاد با دوستام بازی میکردیم  و شاد بود بودیم
ولی تا به خودم اومدم دیدم بزرگ شدم اصلا نمی فهممم چطور انقدر زود گذشت!

#بهاری_تکست
#پس شاد باش!
#اگه شادی شاد تر باش!

   
 ~ Valiball ~
دوشنبه 4 آذر 1398 ~ 01:06 ب.ظ    

○╬ Aɢαтнα ╬○
من به والیبال خیلی خیلی علاقه دارم
...همیشه داشتم
وقتی بهم گفتن فوتبال یا هندبال..؟
!گفتم والیبال
!ولی امروز فهمیدم که واقعا بهش علاقه دارم
وقتی رفیقم توب رو اسپک زد،داشت رو زمین فرود می اومد 
ولی من رفتم زیرش
رو آسفالت شیرجه زدم و توپ رو برگشت زدم
و اونا هم جواب ندادن
راستش الانم پام زخمه
:خانم ابراهیم زاده منو کشید کنار و گفت 
!تو علاقه شو داری استعدادشو هم داری دنبالش کن دختر
 ☆movafaghiat☆



   
 ~ Man aram hastam ~
یکشنبه 3 آذر 1398 ~ 02:52 ب.ظ    

○╬ Aɢαтнα ╬○
من ارامم 
فقط کمی بی حوصله ام 
آسمان روی سرم سنگینی میکند 
تمام خنـ:)ده هایم را نذر کرده ام
که گریـ:`(ـه ام نگیرد 
هرچه خودم را به کوچه بی خیالی میزنم 
باز سر از کوچه دلتنگی در میاورم 
 :)من خوبم  
اما تو باور نکن ....

   
 ~ Roz khob to madreseh ~
شنبه 2 آذر 1398 ~ 01:38 ب.ظ    

○╬ Aɢαтнα ╬○

بلخره یه روز خوب تو مدرسه پیش اومد 
یه رفیقی اومد گفت اسم برترین های اخلاقی هفته و برترین درسی مدرسه رو زدن تو بُرد! 0_0
ما هم بدو بدو رفتیم دیدم بعله!
منم تو برترین های درسی  بودممممم $_$
ولی نه تو اخلاقی #_#
بعد اسم یکی از رفقام تو ب. ا (برترین اخلاقی) بود
بعد اون اومد تو کلاس نشست بهم یه فحش داد
بعدم با جامدادی زد تو سرم
=/
دنیا خیلی عادله نه؟!

   
 ~ Khial ~
جمعه 1 آذر 1398 ~ 05:25 ب.ظ    

○╬ Aɢαтнα ╬○

!واقعیت
بیا یک بازی کنیم تو چشم بزار من هم قایم میشوم
...اگر مرا پیدا کردی سرنوشتم دست تو
؟!میدانید میخواهم کجا قایم شوم
در کوچه ی خیال
Bahar

   

  1 2